على ربانى گلپايگانى
226
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
عالى رهبرى سياسى آنگاه تحقق مىيابد كه با ابعاد ديگر امامت همراه باشد . به عبارت ديگر ، شيعه بر اين عقيده است كه پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله رهبرى جامعه بايد به دست فردى باشد كه در صفات و كمالات نزديكترين نسبت را با او داشته باشد تا بتوان او را خليفه و جانشين پيامبر دانست . امام كسى است كه پس از پيامبر حجت خداوند بر بشر و هادى و راهنما ، و زمامدار امور مسلمانان است . و خلاء رهبرى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را جبران خواهد كرد . اين مقصود و آرمان عالى جز با شخصيتى چون امير المؤمنين عليه السّلام كه خداوند او را به منزلهى نفس و جان « 1 » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دانسته است ، به دست نخواهد آمد . پيوسته در جامعهى بشرى انسانهاى مستعد و قابلى هستند كه مىتوانند از طريق هدايت درونى هاديان الهى ، راه تكامل را طى نموده ، به كمالات مطلوب خود دست يازند . بعد عرفانى امامت پاسخگوى اين نياز بشرى است . دين اسلام ، دين جاودانه و ابدى است ، و همهى نيازهاى بشرى را در قلمرو بايدها و نبايدها ، و درستها و نادرستها دربرداد ، در حالىكه در قرآن كريم كليات احكام و شرايع آمده است ، و در سنّت نبوى نيز همهى تفاصيل احكام يافت نمىشود . بنابراين ، بايد پس از پيامبر كسانى بوده باشند كه تفاصيل احكام الهى را بدون كموزياد بدانند و در اختيار جامعهى اسلامى قرار دهند ؛ بعد تعليمى امامت اين نياز را بر طرف مىسازد . وجود اسوه و الگوى اخلاق و فضيلت در عالىترين مرتبه ، در تربيت نفوس و
--> ( 1 ) . اشاره است به آيهى كريمهى مباهله . ( آل عمران / 61 ) .